تبليغاتX
تنهایی ماه

داستانی از سارقی در روزگاران قدیم نقل می شود که پالتوی گرانبهایی دزدید.آن پالتو از بهترین مواد اولیه تهیه شده بود و دکمه هایی از جنس طلا و نقره داشت. او پس از فروش پالتو به تاجری نزد دوستانش برگشت.

نزدیکترین دوستش پرسید: پالتو را به چه قیمتی فروختی؟

او پاسخ داد: به صد سکه نقره!!!

- منظورت ابن است که بابت پالتویی به آن گرانبهایی فقط صد سکه نقره دریافت کردی؟!

دزد پرسید: مگر شماره ای بالاتر از صد هم وجود دارد؟؟؟

 

برای بسیاری زندگی چنین است. آنها فقط تا صد می توانند بشمارند و عددی بالاتر از آن را بلد نیستند. توصیه من حرص و طمع و گرفتار شدن در بازی بی پایان "بیشتر خواستن" نیست. اما نباید فراموش کرد که:

 

" سهم ما از دنیا تمام دنیاست "

 

 

 

 من و ما رو از یاد نبر

یاعلی        

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 0:30 توسط سعید |

روز تولد، روز متولد شدن دوباره هر آدمی میتونه باشه. میتونه یکی از همون بهانه هایی باشه که

هممون دونبالش میگردیم تا خیلی از چیزهامون رو تغییر بدیم و یه چیزهایی رو هم شروع کنیم.

امشب شب تولد منه.

راستش رو بگم، شب خوب و خاطره انگیزی هم بود. شرمندم کردن. به حدی که حتی انتظارشم نداشم.

این شعر یکی از بهترین هدیه های تولدی بوده که تا به حال گرفتم. چندین سال پیش از معلمم:

        ای آنکه بیامدی ز مادر عریان                      جمعی همه خندان و تو بودی گریان

       کاری کن ای عزیز که وقت رفتن                    جمعی همه گریان و تو باشی خندان  

 

راستی یادم رفت: از گرفتن هدیه تولد معذوریم. خواهشمند است اصرار نفرمایید !!!

 

من و ما رو از یاد نبر

یا علی      

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 0:16 توسط سعید |