تو کجایی؟
در گستره بی مرز این جهان
تو کجایی؟
من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام
کنار تو
تو کجایی؟
در گستره ناپاک این جهان
من در پاک ترین مقام جهان ایستاده ام
بر سبزه شور این رود بزرگ
که می سراید، برای تو
من و ما رو از یاد نبر
یاحق
خانه ای آرام و
اشتیاق تو تا نخستین خواننده هر سرود نو باشی
خانه ای که در آن
سعادت
پاداش اعتماد است
و چشمه ها و نسیم
در آن می رویند
بامش بوسه و سایه است
تو و اشتیاق پر صداقت تو
من و خانه مان
میزی و چراغی . . .
آری
در مرگ آورترین لحظه انتظار
زندگی را در رویای خویش دنبال می گیرم.
در رویاها و
در امیدهایم!
من و خورشید را هنوز
امید دیداری هست
هر چند روز من
آری
به پایان خویش نزدیک می شود.
من و ما رو از یاد نبر
یاحق