هممون دونبالش میگردیم تا خیلی از چیزهامون رو تغییر بدیم و یه چیزهایی رو هم شروع کنیم.
امشب شب تولد منه.
راستش رو بگم، شب خوب و خاطره انگیزی هم بود. شرمندم کردن. به حدی که حتی انتظارشم نداشم.
این شعر یکی از بهترین هدیه های تولدی بوده که تا به حال گرفتم. چندین سال پیش از معلمم:
ای آنکه بیامدی ز مادر عریان جمعی همه خندان و تو بودی گریان
کاری کن ای عزیز که وقت رفتن جمعی همه گریان و تو باشی خندان
راستی یادم رفت: از گرفتن هدیه تولد معذوریم. خواهشمند است اصرار نفرمایید !!!

من و ما رو از یاد نبر
یا علی