تبليغاتX
تنهایی ماه - این منم ای دوست
 

 ماندم و پژمرده شدم ریختم

تا که به دامان تو آویختم

دامن خود را متکان ای عزیز

این منم ای دوست به خاکم مریز

وای مرا ساده سپردی به باد

حیف که نشناخته بردی ز یاد

همسفر بادم از آن پس مدام

می گذرم بی خبر از بام و شام

می رسم اما به تو روزی دگر

پنجره را باز گذاری اگر . . .

 

من و ما رو از یاد نبر

یا حق       

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:43 توسط سعید |